ثبت جهانی آثار تاریخی، از اعتبار بین‌المللی تا مسئولیت صیانت از میراث بشری

رضا نظری‌ارشد، مدیر پایگاه میراث جهانی هگمتانه در یادداشتی نوشت: با وجود اهمیت ثبت جهانی، دستیابی به این جایگاه و حفظ ارزش‌های اثر پس از ثبت، با مجموعه‌ای از چالش‌های علمی، مدیریتی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی همراه است. شناخت این چالش‌ها و تدوین راهکارهای عملی برای مواجهه با آن‌ها، شرط اساسی موفقیت برنامه‌های حفاظت از میراث جهانی است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در مسیر ثبت جهانی، اثبات این موضوع است که یک اثر تاریخی، علاوه بر اهمیت ملی یا منطقه‌ای، واجد ارزش‌هایی است که اهمیت آن‌ها در مقیاس جهانی قابل دفاع باشد. این موضوع به مطالعات عمیق تاریخی و باستان‌شناختی، مستندات معتبر، تحلیل ویژگی‌های اثر و مقایسه آن با نمونه‌های مشابه در سایر کشورها نیاز دارد. پرونده نامزدی باید به‌روشنی توضیح دهد که اثر چه ارزش‌هایی دارد، این ارزش‌ها چگونه در ویژگی‌های ملموس آن بازتاب یافته‌اند و چرا حفاظت از آن برای بشریت اهمیت دارد.

ضعف در مطالعات تطبیقی، نبود مستندات کافی، ابهام در تعریف محدوده اثر و حریم آن یا ناتوانی در توضیح ارتباط میان شواهد موجود و معیارهای انتخاب یونسکو، می‌تواند فرایند ارزیابی را با دشواری مواجه سازد. ازاین‌رو، تهیه پرونده ثبت جهانی باید بر مبنای همکاری متخصصان رشته‌های مختلف و با تکیه بر شواهد قابل ارزیابی انجام شود.   

کمبود منابع مالی و نیروی انسانی متخصص

حفاظت از میراث جهانی، فرایندی مستمر و هزینه‌بر است. پایش وضعیت اثر، مرمت اصولی، انجام مطالعات تخصصی، نگهداری زیرساخت‌ها، توسعه سامانه‌های مستندسازی و آموزش نیروهای انسانی، به منابع مالی پایدار و نیروی متخصص نیاز دارد. در بسیاری از محوطه‌های تاریخی، تأمین اعتبار کافی برای اجرای برنامه‌های بلندمدت و حفظ تداوم فعالیت‌های حفاظتی، یکی از مسائل اساسی مدیریت است. تخصیص منابع صرفاً برای اجرای پروژه‌های مقطعی، بدون توجه به نگهداری و پایش پس از اجرا، می‌تواند اثربخشی اقدامات را کاهش دهد. راهکار این مسئله، حرکت به سوی نظام تأمین مالی پایدار، اولویت‌بندی اقدامات بر اساس میزان خطر، استفاده از ظرفیت دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی و تقویت آموزش تخصصی در حوزه حفاظت و مدیریت میراث فرهنگی است.

تعارض میان حفاظت و توسعه شهری

بسیاری از آثار تاریخی در محدوده شهرها یا در مجاورت سکونتگاه‌های انسانی قرار دارند. در چنین شرایطی، توسعه زیرساخت‌ها، ساخت‌وسازهای جدید، تغییر کاربری اراضی، گسترش شبکه‌های حمل‌ونقل و تحولات اقتصادی می‌توانند بر ارزش‌های تاریخی و منظر فرهنگی اثرگذار باشند. نبود هماهنگی میان مدیریت میراث فرهنگی و نهادهای مسئول شهرسازی، گاه زمینه بروز تصمیم‌هایی را فراهم می‌کند که پیامدهای آن‌ها برای اصالت، یکپارچگی و سیمای تاریخی آثار قابل توجه است. برای پیشگیری از چنین پیامدهایی، ضروری است محدوده اثر و حریم آن به‌صورت دقیق تعیین شود، ضوابط حفاظتی در طرح‌های توسعه شهری و منطقه‌ای مورد توجه قرار گیرد و هرگونه مداخله مؤثر بر ارزش‌های میراثی، پیش از اجرا از نظر تخصصی ارزیابی شود. همچنین، ارزیابی اثرات پروژه‌های عمرانی و توسعه‌ای بر میراث فرهنگی باید به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرایند تصمیم‌گیری تبدیل شود.

گردشگری انبوه و بهره‌برداری نامتوازن

گردشگری از یک سو فرصت مهمی برای معرفی میراث فرهنگی و توسعه اقتصاد محلی است و از سوی دیگر، در صورت مدیریت نامناسب می‌تواند به یکی از عوامل تهدیدکننده آثار تبدیل شود. تردد بیش از ظرفیت قابل تحمل محوطه، لمس یا آسیب‌رسانی ناخواسته به بقایای تاریخی، ایجاد پسماند، فشار بر خدمات عمومی و ساخت تأسیسات ناسازگار با محیط تاریخی، از جمله پیامدهای احتمالی گردشگری کنترل‌نشده هستند. راهکار، جلوگیری از توسعه گردشگری نیست؛ بلکه مدیریت هوشمندانه آن بر اساس ظرفیت حفاظتی اثر است. تعیین ظرفیت بازدید، تنظیم مسیرهای حرکت گردشگران، استفاده از سامانه‌های رزرو در صورت نیاز، توزیع زمانی و مکانی بازدیدها و آموزش راهنمایان گردشگری می‌تواند ضمن حفظ کیفیت تجربه گردشگران، فشار بر اثر تاریخی را کاهش دهد.

مشارکت ناکافی جوامع محلی

جوامع محلی از مهم‌ترین ذی‌نفعان میراث فرهنگی هستند. آن‌ها نه‌تنها در مجاورت آثار تاریخی زندگی می‌کنند، بلکه در بسیاری از موارد، حامل دانش بومی، خاطرات تاریخی، سنت‌ها و تجربه‌های ارزشمندی هستند که در شناخت و حفاظت از میراث نقش دارند. اگر برنامه‌های ثبت جهانی بدون گفت‌وگو با ساکنان، کسب‌وکارهای محلی و گروه‌های اجتماعی تدوین شوند، ممکن است به شکل‌گیری تعارض بر سر محدودیت‌های حفاظتی، نحوه استفاده از فضاها یا توزیع منافع اقتصادی منجر شوند. برای حل این مسئله، باید مشارکت جوامع محلی از مرحله شناسایی و تهیه پرونده نامزدی آغاز شود و در مراحل مدیریت، حفاظت، معرفی و توسعه گردشگری ادامه یابد. ایجاد فرصت‌های اشتغال، حمایت از کسب‌وکارهای مسئولانه محلی، آموزش عمومی و مشارکت دادن مردم در تصمیم‌گیری‌ها می‌تواند احساس تعلق و مسئولیت اجتماعی نسبت به میراث را تقویت کند.

تهدیدهای محیطی و تغییرات اقلیمی

آثار تاریخی در معرض عوامل طبیعی و محیطی متعددی قرار دارند؛ از جمله نوسانات دما، رطوبت، بارندگی‌های شدید، سیلاب، زمین‌لرزه، فرونشست زمین، آلودگی هوا و تغییرات تدریجی شرایط اقلیمی. محوطه‌های باستان‌شناختی روباز و بناهای تاریخی، بسته به جنس مصالح، شرایط زمین‌شناختی و وضعیت نگهداری، ممکن است در برابر این عوامل آسیب‌پذیری متفاوتی داشته باشند. در این زمینه، تهیه ارزیابی جامع خطر، ثبت تغییرات محیطی، ایجاد سامانه پایش، تدوین برنامه مدیریت بحران و استفاده از روش‌های علمی حفاظت پیشگیرانه اهمیت ویژه‌ای دارد. همچنین، بهره‌گیری از فناوری‌هایی مانند تصویربرداری هوایی، سنجش از دور، اسکن سه‌بعدی و سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی می‌تواند در شناسایی تغییرات و برنامه‌ریزی اقدامات حفاظتی مؤثر باشد.

راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای فرایند ثبت جهانی و حفاظت از آثار:

تدوین برنامه جامع و بلندمدت حفاظت و مدیریت

هر اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی باید از برنامه مدیریتی روشن و متناسب با ویژگی‌های خود برخوردار باشد. این برنامه باید ارزش‌های اصلی اثر، اهداف حفاظتی، عوامل تهدیدکننده، مسئولیت دستگاه‌ها، منابع موردنیاز، شاخص‌های ارزیابی و برنامه‌های اجرایی را مشخص کند. برنامه مدیریت نباید سندی ثابت و صرفاً اداری باشد؛ بلکه لازم است بر اساس نتایج پایش، تغییر شرایط محیطی، یافته‌های پژوهشی و تجربه‌های اجرایی به‌طور منظم بازنگری شود. تعیین مسئولیت‌های روشن برای نهادهای مرتبط، ایجاد سازوکار هماهنگی بین‌بخشی و انتشار گزارش‌های دوره‌ای از وضعیت حفاظت، می‌تواند به افزایش کارآمدی نظام مدیریت کمک کند.

تقویت مطالعات علمی و مستندسازی دیجیتال

پیشرفت فناوری، فرصت‌های جدیدی برای شناخت و حفاظت از میراث فرهنگی ایجاد کرده است. تهیه بانک اطلاعاتی جامع از آثار، مستندسازی دقیق وضعیت موجود، ثبت تغییرات و ایجاد آرشیو دیجیتال از جمله اقداماتی است که باید در اولویت قرار گیرد. استفاده از اسکن سه‌بعدی، فتوگرامتری، تصویربرداری هوایی، سامانه اطلاعات جغرافیایی و ابزارهای پایش محیطی می‌تواند در ثبت دقیق ویژگی‌های اثر، شناسایی آسیب‌ها و برنامه‌ریزی مداخلات حفاظتی نقش مهمی ایفا کند. در کنار این فناوری‌ها، انتشار نتایج پژوهش‌ها، ایجاد شبکه همکاری دانشگاهی و تدوین دستورالعمل‌های علمی برای مرمت و نگهداری ضروری است.

ایجاد نظام پایش و ارزیابی مستمر

یکی از مهم‌ترین اقدامات پس از ثبت جهانی، ارزیابی مستمر وضعیت اثر و سنجش میزان تحقق اهداف حفاظتی است. بدون وجود شاخص‌های مشخص، تشخیص موفقیت برنامه‌ها و شناسایی تهدیدهای نوظهور دشوار خواهد بود. شاخص‌های پایش می‌توانند شامل وضعیت فیزیکی آثار، روند تغییرات آسیب‌ها، کیفیت مدیریت حریم، وضعیت زیرساخت‌ها، فشار بازدیدکنندگان، میزان مشارکت جوامع محلی و تحقق برنامه‌های پژوهشی باشند. به‌کارگیری این شاخص‌ها باید با تعیین مسئول پایش، دوره زمانی ارزیابی، روش ثبت اطلاعات و سازوکار گزارش‌دهی همراه باشد تا نتایج حاصل، مبنای تصمیم‌گیری و اصلاح برنامه‌ها قرار گیرد.

توسعه گردشگری پایدار و مسئولانه

برنامه‌ریزی گردشگری در آثار میراث جهانی باید بر اصل تقدم حفاظت از ارزش‌های برجسته جهانی استوار باشد. در این چارچوب، توسعه خدمات گردشگری زمانی قابل دفاع است که با الزامات حفاظتی سازگار باشد و به کیفیت تجربه بازدیدکنندگان و منافع جوامع محلی کمک کند. طراحی مسیرهای استاندارد بازدید، استفاده از راهنمایان آموزش‌دیده، تولید محتوای چندرسانه‌ای، ارائه اطلاعات علمی قابل فهم، مدیریت پسماند و ارزیابی ظرفیت بازدید از جمله اقدامات مؤثر در این زمینه هستند. همچنین، ایجاد پیوند میان آثار تاریخی، موزه‌ها، مراکز فرهنگی و سایر جاذبه‌های منطقه می‌تواند به توزیع مناسب‌تر گردشگران و افزایش مدت اقامت آنان کمک کند؛ مشروط بر آنکه این پیوندها به فشار بیشتر بر محوطه‌های حساس منجر نشوند.

تقویت مشارکت مردمی و آموزش عمومی

حفاظت از میراث جهانی تنها وظیفه یک دستگاه اجرایی نیست، بلکه مسئولیتی مشترک میان دولت، متخصصان، نهادهای علمی، فعالان گردشگری، بخش خصوصی و جامعه است. برگزاری برنامه‌های آموزشی در مدارس و دانشگاه‌ها، تولید محتوای علمی برای رسانه‌ها، تشکیل گروه‌های داوطلبانه حفاظت، برگزاری نشست‌های تخصصی و استفاده از ظرفیت انجمن‌های فرهنگی می‌تواند به گسترش آگاهی عمومی کمک کند. در این مسیر، رسانه‌ها نیز نقش مهمی دارند. معرفی علمی آثار، تبیین ارزش‌های تاریخی، انتشار گزارش‌های دقیق از اقدامات حفاظتی و طرح مسائل مدیریتی، می‌تواند افکار عمومی را از سطح توجه مقطعی به مشارکت آگاهانه و مستمر سوق دهد.

تامین مالی پایدار و استفاده از ظرفیت‌های همکاری

تأمین منابع مالی باید متناسب با نیازهای واقعی حفاظت و مدیریت آثار برنامه‌ریزی شود. اعتبارات عمومی، مشارکت مسئولانه بخش خصوصی، حمایت‌های پژوهشی، همکاری دانشگاهی و درآمدهای حاصل از خدمات گردشگری، در صورت انطباق با ضوابط حفاظتی، می‌توانند در این مسیر نقش داشته باشند. ضروری است منابع مالی به‌صورت شفاف و هدفمند تخصیص یابند و اولویت با اقدامات ضروری حفاظت، پیشگیری از آسیب، نگهداری مستمر و ارتقای توان تخصصی باشد. همکاری‌های بین‌المللی نیز می‌تواند از طریق تبادل دانش، آموزش کارشناسان و استفاده از تجربه‌های موفق سایر کشورها به بهبود نظام مدیریت کمک کند.

تجربه هگمتانه؛ فرصتی برای پیوند میراث جهانی، پژوهش و توسعه پایدار

در میان محوطه‌های تاریخی ایران، هگمتانه در شهر همدان نمونه‌ای ارزشمند برای بررسی ارتباط میان ثبت جهانی، حفاظت علمی، مدیریت شهری و توسعه گردشگری فرهنگی است. هگمتانه به‌دلیل جایگاه تاریخی خود در شناخت تحولات سیاسی، اجتماعی و تمدنی فلات ایران، از ظرفیت قابل توجهی برای گسترش مطالعات باستان‌شناختی و معرفی تاریخ ایران برخوردار است. ثبت جهانی این محوطه در سال ۲۰۲۴ میلادی، توجه به ارزش‌های آن را در سطح بین‌المللی تقویت کرد و فرصت تازه‌ای برای برنامه‌ریزی علمی و مدیریتی فراهم آورد. بااین‌حال، بهره‌گیری از این فرصت نیازمند اقداماتی فراتر از معرفی عنوان ثبت جهانی است. حفاظت از بقایای باستان‌شناختی، تکمیل مستندات علمی، بهبود کیفیت معرفی محوطه، ارتقای تجربه بازدیدکنندگان، مدیریت ارتباط آن با بافت شهری و گسترش همکاری میان نهادهای تخصصی، از جمله محورهایی هستند که باید به‌صورت هماهنگ دنبال شوند. در این زمینه، اجرای طرح‌های مطالعاتی جامع با مشارکت متخصصان باستان‌شناسی، معماری، مرمت آثار تاریخی، مدیریت گردشگری، تاریخ و علوم محیطی می‌تواند مبنای مناسبی برای تصمیم‌گیری‌های آینده باشد. همکاری میان پایگاه میراث جهانی هگمتانه، دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، شهرداری و دستگاه‌های اجرایی مرتبط نیز می‌تواند به تدوین راهکارهای علمی و اجرایی متناسب با شرایط محوطه کمک کند. از سوی دیگر، معرفی هگمتانه در قالب برنامه‌های آموزشی، مسیرهای گردشگری فرهنگی و محتوای دیجیتال مستند، ظرفیت آن را برای جذب مخاطبان داخلی و خارجی افزایش می‌دهد. این اقدامات باید با حفاظت از اصالت و یکپارچگی محوطه و رعایت ضوابط مصوب مدیریت و حریم آن همراه باشند. هگمتانه می‌تواند نمونه‌ای از این رویکرد باشد که چگونه یک اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی، با اتکا به دانش تخصصی، مشارکت اجتماعی و مدیریت پایدار، از یک ظرفیت تاریخی به بستری برای آموزش، پژوهش، گردشگری مسئولانه و توسعه فرهنگی منطقه تبدیل می‌شود.

برآیند؛ ثبت جهانی، آغاز یک مسئولیت مشترک

ثبت آثار تاریخی در فهرست میراث جهانی یونسکو، فرصتی مهم برای معرفی ارزش‌های فرهنگی، تقویت حفاظت، گسترش پژوهش‌های علمی، توسعه گردشگری و افزایش آگاهی عمومی است. بااین‌حال، دستیابی به این جایگاه به‌تنهایی تضمین‌کننده حفاظت پایدار یا توسعه اقتصادی و اجتماعی نیست. تجربه مدیریت میراث جهانی نشان می‌دهد که موفقیت بلندمدت به مجموعه‌ای از عوامل وابسته است: مستندسازی علمی، نظام مدیریتی کارآمد، قوانین و ضوابط اجرایی مؤثر، منابع مالی پایدار، پایش مستمر، توسعه گردشگری مسئولانه و مشارکت واقعی جوامع محلی. از این منظر، باید میان «ثبت جهانی» و «مدیریت موفق میراث جهانی» تمایز قائل شد. اولی دستاوردی مهم در شناسایی ارزش اثر است؛ دومی فرایندی مداوم برای حفظ همان ارزش‌ها و انتقال آن‌ها به نسل‌های آینده به شمار می‌رود. برای ایران نیز بهره‌گیری مؤثر از ظرفیت آثار ثبت‌شده مستلزم آن است که برنامه‌های پس از ثبت، به اندازه پرونده‌های نامزدی مورد توجه قرار گیرند. پیوند دادن پژوهش‌های دانشگاهی با نیازهای اجرایی، تقویت مدیریت یکپارچه، آموزش عمومی و ارزیابی مستمر نتایج می‌تواند این مسیر را هموار سازد. در نهایت، میراث جهانی نه صرفاً متعلق به گذشته است و نه تنها دارایی یک کشور؛ بلکه سرمایه‌ای مشترک برای بشریت و امانتی برای نسل‌های آینده است. ارزش واقعی ثبت جهانی زمانی آشکار می‌شود که این امانت، با دانش، مسئولیت‌پذیری و همکاری جمعی حفظ شود و امکان شناخت و بهره‌مندی پایدار از آن برای نسل‌های امروز و فردا فراهم آید.

انتهای پیام/

کد خبر 1405081100819
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha